خلاصه جلسه آذرماه

:: خلاصه جلسه آذرماه

بسم الله...


ادامه ی بحث معرفت نفس:


آن چیزی که زندگی دنیایی را از زندگی قبل از دنیا و بعد از آن متمایز می کند زندگی اجتماعی(اعتباری) است. اگر اجتماع نبود و فقط خودم تنها بودم بسیاری از روابط و مناسبات مثل مالکیت، ریاست، زوجیت و ... وجود نداشت.

هرچه بشر جلوتر آمد اعتبارها بیشتر شد. در واقع یک جور اعتبار در اعتبار به وجود آمد و روابط و مناسبات پیچیده تر شد. ما برای اداره ی زندگی مجبور به اعتبارسازی شدیم. زبان از جمله ی این اعتبارسازی هاست.

بدن، قوه ی عامله ی ماست. ما با این بدن عمل می کنیم. بدن ما یک سری بایدها و نبایدها برای ما ایجاد می کند؛ مثلا من تشنه ام باید آب بخورم یا خسته ام باید بخوابم.

هر کسی با یک سری بایدها و نبایدهایی زندگی اش را پیش می برد تا هنگام مرگ که این قوه ی عامله(بدن) از کار می افتد.

خدا یک مجموعه ای از بایدها و نبایدها را به عنوان دین به وسیله ی نبی برای ما فرستاده است. دین هم در واقع اعتبارسازی کرده است اما ظاهر اعتباری دین، باطنی دارد.

برای رسیدن به حقیقت باید اعتبارسوزی کنیم یعنی از ظاهر رد شویم و به باطن برسیم.(البته این بدین معنا نیست که ظاهر اعمال را ترک کنیم بلکه باید توجهمان به باطن باشد.)

ما باید دائما با خودمان خلوت کنیم. اگر درگیر امر و نهی خدا شویم دیگر به دنبال تفاخر و تکاثر و... نمی رویم.

هر چقدر که متخلق تر و متشرع تر شویم خودیاب تر می شویم. اگر قرار است به خودم برسم باید مقید به این بایدها و نبایدها باشم.


پی‌نوشت: برای دریافت کف‌دستی‌های جلسه‌ی آذر ماه به ادامه‌ی مطلب بروید.


ادامه مطلب
منبع : هیئت عقیله عشق (س)خلاصه جلسه آذرماه
برچسب ها : زندگی ,شویم ,بایدها ,کنیم ,اعتبارسازی ,نبایدها

خلاصه‌ی جلسه‌ی فروردین‌ ماه

:: خلاصه‌ی جلسه‌ی فروردین‌ ماه

بسم الله

در این جلسه هیأت، گعده‌-ارائه‌ای حول محور "تقوا" و آثار آن در انسان مؤمن از منظر قرآن داشتیم. 

با توجه به آیات 130 تا 136 سوره مبارکه آل عمران:

-         ... خداوند در ادامه توصیه به تقوا می‌فرماید: و أطیعوا الله و الرّسول لعلّکم تُرحمون؛ نخست این سوال مطرح می‌شود که مگر اطاعت از رسول، جز اطاعت از خداست که ذکر آن را لازم دانسته؟ می‌توان گفت این تأکید، خط بطلانی ست بر ادعای کسانی که خود را مطیع پروردگار می‌داسنتند، اما از اوامر پیامبر پیروی نمی‌کردند. نکته بعد، مربوط به واژه رحم است. اگر دقت کنیم، عمده فکر ما این است که در مواقع اظهار ضعف، بی‌عملی و مرتکب اشتباه شدن رحم خدا را طلب می‌کنیم. حال آن که قرآن نگاهی درست عکس این را تعلیم می‌دهد و آن، طلب رحم کردن از خدا به واسطه اطاعت از او و پیامبرش است. 

-         در آیه بعد، توصیه به مُسارعت در رسیدن به مغفرت پروردگار و بهشت می‌کند. نکته اول این که اسلام به انسان نمی‌گوید نیروهایت را خرج نکن و در دنیا ندو! و هر که این را استنباط کند درست نفهمیده. قرآن می‌گوید تلاش و رقابت بکن اما برای هدفی که در شأن تو انسان- باشد. می‌گوید حتی آسمان و زمین هم کم است برای تو.

مغفرت یعنی التیام دادن و پر کردن یک خلأ. درباره زخم مثلاً تصور کنید که چگونه ترمیم می‌شود؛

 این نیست که ما منفعلانه استغفار کنیم؛ بلکه باید با سعی و عمل در صدد جبران کاستی‌ها و خطاهای گذشته برآِییم تا مشمول غفران خداوند بشویم. درست مثل وقتی که در مسیر سفر، بیش از حد استراحت و سستی کرده باشیم. حال اگر رسیدن به مقصـ(و)د در زمان مشخص برایمان مهم باشد، بقیه راه را سریع‌تر خواهیم رفت.

-         آیه 134 به سراغ ویژگی دیگری از اهل تقوا می‌رود: الذین ینفقون فی السرّاء و الضرّاء و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس؛ درباره انفاق باید گفت این عمل باید در همه حال، مفید و سازنده باشد. نه این که بدون دقت و به دلخواه خرج کنیم و بعد نام آن را انفاق بگذاریم. باید به نیازهای جامعه اسلامی دقت کنیم و حتی بین دو نیاز بتوانیم اولویت را تشخیص دهیم. 

معنای کظم غیظ این نیست که کلاً خشم را در خود بکشیم. کما این که در جای دیگر توصیه دارد: اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم. بلکه منظور این است که اهل تقوا بر اساس احساس خشمشان تصمیم نمی‌گیرند؛ هنگام عصبانیت دست به عمل نمی‌زنند تا بتوانند از عقل خود برای تصمیم استفاده کنند. 

-         آیه بعد می‌فرماید اهل تقوا وقتی مرتکب گناهی می‌شوند یا به خود ستمی می‌کنند، سریع به یاد خدا می‌افتند و از او مغفرت می‌خواهند (یا همان تعریف) و البته تنها خداست که قادر است با غفران خود، اثر گناه را از بین ببرد. در جای دیگری هم آیه عجیبی ست که می‌فرماید إنّ الذین اتّقوا إذا مسّهم طائف من الشیطان تذکّروا ... (آیه 251 سوره مبارکه اعراف). یاد خدا حربه ماست علیه شیطان و این خیلی مهم است. 

-         در نهایت مجدداً به پاداش حقیقی اهل تقوا اشاره می‌کند و بر عامل بودن تاکید می‌کند.

منبع : هیئت عقیله عشق (س)خلاصه‌ی جلسه‌ی فروردین‌ ماه
برچسب ها : تقوا ,می‌کند ,درست ,توصیه ,قرآن ,اطاعت ,سوره مبارکه

دعوت جلسه‌ی اسفند ماه

:: دعوت جلسه‌ی اسفند ماه
بسم الله..

و مادرِ ما؛ فاطمه...

مادرِ «حسن» و «حسین» بودن، عادی نیست. منحصر به فرد است؛ منحصر به شما. دختری مثل «زینب» پروراندن، اصلاً معمولی نیست. اما الان دلم می‎خواهد از همین افقِ پایین خودم شما را نگاه کنم. بعد مثل همیشه دلم فشرده بشود برای لحظه‌های معمولیِ مادری که معمولی نبود. برای مادری که وقت بازی، برای حسن و حسین‌ش شعر می‎سرود؛ شعرهای نغز بداهه. مادری که بلد بود وسط همان شعرهای بداهه، وقتی که پسرکش را بالا می‎انداخت، حرف‌های قشنگ بزند؛ «اشبه اباک یا حسن/ واخلع عن الحق الرِسن»1. برای مادری که بلد بود، برای پسرش بخوانَد؛ «تو مثل پدر من شده‎ای، اصلاً شبیه علی نیستی»2! تا لبخند روی لب‎های همسرش بنشاند. برای مادری که مهره‌‎های گردنبندش را می‎ریخت کف زمین که میان بچه‌ها مسابقه بیافتد برای جمع‌کردن‌شان ... برای مادری که روشنی و گرمی خانه‌ی کوچکی بود در نزدیکی مسجد پیام‌بر... امروز از صبح، همه‌اش دلم برای مادری که در جوابِ سلام بچه‌هایش می‌گفت: «سلام روشنیِ چشمم»، «سلام میوه‌ی دلم»3 فشرده می‌شود. من همین پایین‎ها هم قدری شبیه شما بشوم خوب است.

-مریم روستا-

هیئت

چهارشنبه 5 اسفند ماه

ساعت 15 

با حضور جناب آقای شکوهی

نمازخانه ی دبیرستان فرزانگان 1




1. حسن! مثل پدرت باش، ریسمان را از گردن حق باز کن! 
2. انت شبیه بابی/ لست شبیهاً بعلی
3. و علیک السلام یا قره عینی و یا ثمره ،فؤادی
منبع : هیئت عقیله عشق (س)دعوت جلسه‌ی اسفند ماه
برچسب ها : مادری ,شبیه ,برای مادری

دعوت جلسه‌ی بهمن ماه

:: دعوت جلسه‌ی بهمن ماه

بسم الله...

کودک، چشم باز میکند.
دیگر خوب متوجه شرایط اطراف است.
به نیکی ها لبخند میبخشد.
به زشتی ها، اخم ارزانی میکند.

توی دویدن هایش آن قدر نشاط دارد که نزدیک است به پرواز درآید.

کودک،
در حال گام برداشتن
قد میکشد.

لباس های کوچک شده اما هنوز نونوارش را به کودکان عزیز هم محل میراث میدهد.

موقر شده است.
بیشتر میداند.
بیشتر سرد و گرم چشیده است.

سنگ به پایش میگیرد؛ سکندری میخورد،
اما
حواسش هست که نیفتد.

ارکان جسم و روحش را متمرکز میکند
و باز نمی ایستد
از رفتن 
و می اندیشد:
برای آبادی و آزادی
جز ایستادن
و رفتن
راهی نیست.


هیئت

چهارشنبه 7 بهمن ماه

ساعت 15 

با حضور سرکار خانم برزگر

نمازخانه ی دبیرستان فرزانگان 1

منبع : هیئت عقیله عشق (س)دعوت جلسه‌ی بهمن ماه
برچسب ها :

دعوت جلسه‌ی اردیبهشت ماه

:: دعوت جلسه‌ی اردیبهشت ماه

یا کریم

 

من هیچ وقت عملی نداشته‌ام تا برای طلب کردن از تو، دست پر باشم. اما نمی‌خواهم فقط این را بگویم؛

می‌خواهم بگویم: من هیچ وقت حتی طلبِ آن چنانی‌ای هم از تو نداشته‌ام.

می‌اندیشم اگر قرار بود تو، برای عطاهایت، به خواسته‌های من نگاه کنی،

وای! تصور کن، چه آشفته‌بازاری...؛ پناه می‌آورم به تو از آتشِ خواسته‌های کوته‌بینانه‌ی خودم. 

تو هر چه داده‌ای از مِهرِ پروردگارانه‌ی خودت بوده، از روی بزرگواری و صفتی فراتر از بزرگواری.

 

نمی‌خواهم بگویم چه‌قدر خوبی که به همان‌هایی هم که به خیال خود، جایی برای تو توی زندگی‌شان باز نمی‌کنند، هستی می‌بخشی و آن هم به بهترین شکل؛

می‌خواهم بگویم: اصلاً چرا راه دور؟ من هم می‌توانم همان آدمی باشم که هیچ وقت تو را ندانسته.

اما تو، به همه‌ی کسانی که نمی‌شناسندت هم نور می‌دهی ..

وقتش شده. راه رفتن را یادم بده تا کم‌کم برای پرواز آماده شوم.

شب‌های قدر دور نیستند...  




هیئت

چهارشنبه 1 اردیبهشت

ساعت 16

سخنران جناب آقای منصوری

نمازخانه ی دبیرستان فرزانگان 1


منبع : هیئت عقیله عشق (س)دعوت جلسه‌ی اردیبهشت ماه
برچسب ها : بگویم ,می‌خواهم بگویم

دعوت جلسه‌ی دی ماه

:: دعوت جلسه‌ی دی ماه

بسم الله..

اولِ حرکتش، گفته بود هر کس می‌خواهد «مُهجه»‌اش را در راه ما ببخشد و فدا کند، با ما بیاید. «مهجه» یعنی خونِ قلب. خونِ دل. لابد کنایه از عمق همراهی و وفاداری است. بعضی‌ها قیام کردند و همراهش شدند. خون دل‌شان را ریختند به پای او. بعدترش توی زیارت عاشورا به آن صحابه‌ی رویایی با «الذین بذلوا مهجهم دون الحسین» اشاره می‌کنیم. دعا می‌کنیم خدا قدم‌های ما را هم مثل آن‌ها ثابت و صادق قرار بدهد..
و کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...

آسان نیست. نمی‌شود همراهی‌ات سطحی و شعاری باشد. باید خونت را بگذاری وسط. خون دلت را...
قافله در راه است...
صدای هل من ناصر امام عصر را می شنوی...؟


( در صفحه ی تقویم، شبی مانده تا آغاز ولایت امام زمانمان... )

+ در هیئت این ماه انشالله، حلقه بحثی پیرامون معرفةالنفس و رساله ی لقاء الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی برقرار خواهد بود و سخنرانی نخواهیم داشت‬

هیئت

چهارشنبه 2دی

ساعت 15 

نمازخانه ی دبیرستان فرزانگان 1

منبع : هیئت عقیله عشق (س)دعوت جلسه‌ی دی ماه
برچسب ها :

خلاصه‌ی جلسه‌ی آبان ماه

:: خلاصه‌ی جلسه‌ی آبان ماه



بسم الله..


هبوط، به خاطر توجه انسان به بدن و مطرح شدن "من" بود. بزگترین مشکل ما هم این است که خودمان را بدن تصور میکنیم.

خدا انسان رو بر خودش شاهد می گیره و بعد می پرسه أ لستُ بربّکم؟ یعنی ما رو نشان می ده و از خودش سوال می کنه.

اصلاً روش ویژه ی قرآن که در هیچ یک از تفکرات گذشته مطرح نشده این است: معرفة النفس بهترین و سهل الوصول ترین روش برای رسیدن به حقیقت توحید است. در این مسیر هم دستورالعمل ها همان شریعت (واجبات و محرمات) است و دین آمده برای همین معرفت. دین چیزی جز فطرت ما نیست که به بیان تشریع در آمده.

برای رسیدن به توحید باید از خود عبور کرد. هرکاری می کنیم یا از من حقیقی دورمون می کنه، یا ما رو خودیاب تر می کنه.

یک لحظه توقف در "من" نیست... این "من" سیاله واگر میخوایم مراحل رو طی کنیم، باید در خودمان طی کنیم؛ از یه "من" شروع میکنیم، در یه "من" سیر میکنیم، و به اون حقیقت "من" میرسیم. ما توی این مسیر با تقابل عشق و عقل استدلالی مواجه هستیم. باید یه جوری بشیم که جز محبت خدا چیزی برامون تاثیرگذار نباشه.

وقتی در پی ایده آل ترین چیزا هستیم، در واقع داریم توحید رو میخوایم ولی مصداق رو گم کرده ایم.

برای رسیدن به این معرفت، بزرگان دستوراتی دارند:

- حتی الامکان باید به خودمون خلوت بدیم.

- سکوت خیلی ثمرات داره و اکثر آفت ها از زبان ه.
- اشک برای امام حسین راه رو برای ما باز میکنه. حتی این اشک مرتبه هم داره و کسی که بر زخم ها گریه می کنه با کسی که از روی محبت اشک می ریزه فرق داره.
- نماز، گزارش وجود ماست که خودمون رو به خودمون گزارش بدیم و بفهمیم چی هستیم.

 

قرآن که ریشه واژگانی اش "قرء" است، در واقع انسانِ قرائت شده ست.. وقتی قرآن رو میخونیم داریم خودمون رو بازخوانی میکنیم. باید همه آیات رو به خودمون بگیریم، حس کنیم به خودمون نازل شده.اما بعضیا انقد از خودشون دور شدن که قرآن براشون "لایزید الظالمین الا خسارا"* می شه.


* سوره اسرا آیه 82


پی‌نوشت: برای دریافت کف‌دستی های جلسه‌ی آبان‌ماه به ادامه‌ی مطلب بروید.


ادامه مطلب
منبع : هیئت عقیله عشق (س)خلاصه‌ی جلسه‌ی آبان ماه
برچسب ها : خودمون ,قرآن ,توحید ,برای رسیدن ,آمده برای

دعوت جلسه‌‌ی فروردین ماه

:: دعوت جلسه‌‌ی فروردین ماه
هو الاول و الآخر

باز متولد می شویم. روی قلب، سوی عقلمان، به شماست.
کاممان به تربتتان باز می شود و صوت هدایتتان در گوش ما اذان و اقامه می خواند؛
یک دستمان حامل قرآن و دیگری بر سینه ی ارادت به محضرتان،
دوباره ایستاده ایم که دوباره ایمان بیاوریم...

تقصیر واژه ها نیست که به چشم سرهای ما عادی و سبک معنا می آیند. گاهی کوتاهی از ماست و بسته بودن چشم دل هایمان.
***
سلام بر دعوت کنندگان به الله
و راهنمایان به سوی خشنودی های او
و آنان که در حب خدا، به کمال رسیده اند ...

... مسیر خلق در بازگشت به سمت شماست
و حسابرسی آنان با شماست

شمایید "صراط اقوم" - استوارترین راه..

و آن چه را خداوند از 
ولایتتان به ما اختصاص داد،
 نعمتی ست برای پاکیزه بودن سرشت ما، و پاک شدن وجود ما، و تزکیه ای برای ما، و کفاره گناهان ما... 
***
دوباره تمام زندگی مان را با ولایتتان محک میزنیم،
که عیار کائنات را مگر با
نگاه رضای شما نمیسنجند.



هدف این است که مهم ترین اصول و پایه های اسلام را بشناسیم، سپس به آن ها ایمان بیاوریم و بعد از آن زندگیمان را بر اساس آن ها تنظیم کنیم.لذا ناگزیریم در ابتدا در مورد کیفیت ایمان و نتایج ایمان بحث کنیم.
در واقع میخواهیم مهمترین پایه های فکری اسلام به صورت یک طرح کلی،همه جانبه و کاربردی تببین شود.
در هیئت فروردین، گعده ای حول این موضوع در چارچوب قرآن کریم خواهیم داشت. 
این بحث انشالله در گعده های آتی ادامه خواهد یافت.

هیئت

چهارشنبه 18 فروردین

ساعت 16

نمازخانه ی دبیرستان فرزانگان 1


منبع : هیئت عقیله عشق (س)دعوت جلسه‌‌ی فروردین ماه
برچسب ها : ایمان ,ایمان بیاوریم

دعوت جلسه‌ی آذرماه

:: دعوت جلسه‌ی آذرماه

« بسم رب الحسین »

سلام
-از من -که هیچ ام، و از روی وهم، کلمه ای برای خود به دوش می کشم
-...بر تو -که خود همه ای، و از تنگ نظری ست که در واژه ای خلاصه ات کرده م 

سلام را از خدا وام گرفته ام، برای تسلیم تمام هستی ام در پیشگاهت؛

و مگر انسان، جاودانگی را برای چه می خواهد، جز افتادن -تمآم قد- به پای تو؟

تمام روز، کمال شب و دوام آسمان ها و زمین، ذره ذره سلام بر تو اند که در چشم های کم سوی ما "زمان" می نمایند

عمر ما در این دنیا، زیارت شما را فقط مشق کردن است؛

که فنای فی الله
و بقای بالله
برای سلام بر توست:


السلام علیک یا ابا عبد الله

و علی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله
ُابداً ما بقیت
و بقی اللیل و النهار

و لا جعله الله آخر العهد...


هیئت

چهارشنبه 4 آذر

ساعت 15 

با حضور سرکار خانم سلگی

نمازخانه ی دبیرستان فرزانگان 1

منبع : هیئت عقیله عشق (س)دعوت جلسه‌ی آذرماه
برچسب ها : سلام ,الله

خلاصه‌ی جلسه‌ی بهمن ماه

:: خلاصه‌ی جلسه‌ی بهمن ماه

بسم الله ...

 

در اواخر دوره ی قاجار(کمی قبل از حکومت رضا خان) آیت الله حائری با همکاری چند تن از علما مانند آیت الله اراکی و آیت الله قاضی حوزه ی علمیه ی قم را تاسیس کردند. عده ای از علما به غیر از فقه و اصول و معقولات به دنبال فراگیری فلسفه رفتند به خاطر نیازهای روز جامعه( در آن دوره دهریون در جامعه در حال بروز و ظهور بودند و به عناوینی ماده گرایی را مطرح می کردند.) از جمله ی این علما امام خمینی و علامه طباطبایی بودند.


در سال 1322 امام به نجف سفر می کنند و در جلسات درس آیت الله قاضی شر کت می کنند. امام سوالاتی داشتند راجع به عرفان عملی و اینکه چگونه می شود آدم عارف باشد و وارد اجتماع شود.

آیت الله قاضی در منزلشان خواستار دیدار امام می شوند و به ایشان می گویند: " شما پرچمی را بلند می کنید که این پرچم به سختی بلند می شود. خون های زیادی ریخته می شود ولی توجهی نکنید. با همان زبانی که صحبت می کنید با همان روش ادامه بدهید". امام برمی گردند ایران.


در سال 1323 یکی از دهریون کتابی می نویسد به نام"اسرار هزار ساله" و در آن وحی الهی را رد می کند و می گوید که نبوت یعنی بالا رفتن شعور انسانی برای هدایت بعضی از افراد.

امام یک ماه درسشان را تعطیل می کنند. کتاب "کشف الاسرار" را در پاسخ کتاب اسرار هزار ساله می نویسند. این کتاب بعد از یک ماه منتشر می شود و در شهرهای مختلف دست به دست می گردد و بسیار معروف می شود. امام اسمی از خودشان در کتاب نمی آورند.

بعد از آن اعلامیه ی قوموا لله را در یزد می نویسند و در آن قیام فقط برای خدا را توضیح می دهند. تعداد زیادی طلبه می آیند در جلسات ایشان شرکت می کنند.


در سال 1340 اصلاحات ارضی مطرح می شود. امام حرفشان را با مردم می زنند: می خواهند ثروت شما را بگیرند. می خواهند شما دانشمند نداشته باشید. من رد پای کشورهای قدرتمند را می بینم.


سال 1342 امام تا لبه ی اعدام رفتند. روحانیون 103 تا امضا جمع می کنند و مانع اعدام می شوند.


سال 1343 امام سخنرانی شدیداللحنی علیه کاپیتولاسیون می کنند و در آن مستقیما شاه را خطاب قرار می دهند. حکومت ایشان را به نجف تبعید می کند. کاری که امام در نجف می کنند زهد و تقوا و عبادت و سکوت است.


در سال 1346 امام نامه ای به هویدا می نویسند: ردپای سه چیز را در ایران می بینم: آمریکا، اسرائیل و بهائیت


سال 1356 شاه چهار اشتباه می کند:

1-مرگ مشکوک دکتر شریعتی:

سوم تیر 56 تظاهرات مردم و سر دادن شعار مرگ بر شاه

2-مرگ مشکوک حاج آقا مصطفی

امام در اطلاعیه ای می گویند که این(مرگ حاج آقا مصطفی) از الطاف خفیه ی الهی است.

3-شاه بیماری داشت و این را مخفی کرده بود.به نزدیکانش در دربار گفته بود که پسر من عرضه ی آن را ندارد که مقابل خمینی بایستد. کار خمینی را خودم باید یکسره کنم. دستور می دهد مقاله ای می نویسند که خمینی سید هندی است. ایشان حرف های اسلامی نمی زند. او کمونیست است. ارتجاع سیاه و ارتجاع سرخ گره خورده.

مردم قم در خیابان‌ها تجمع می‌کنند و حادثه ی 19 دی رخ می دهد.

4-دعوت شاه از کارتر

کارتر رسما و با صراحت از شاه حمایت می کند و با هم مشروب می خورند. این حرکت باعث اعتراض مردم می شود و مردم تهران فورا بیرون می ریزند.

منبع : هیئت عقیله عشق (س)خلاصه‌ی جلسه‌ی بهمن ماه
برچسب ها : امام ,الله ,مردم ,نویسند ,کتاب ,خمینی ,الله قاضی ,هزار ساله ,اسرار هزار